محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
49
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
فعل خدا دانستن ؛ بنابر مذهب جبر است ، كه بطلانش معلوم شد . مشهور است كه : شخصى جبرى مذهب كسى را ديد كه با زن او زنا مىكند ، خواست او را بكشد ، زنش گفت : مگر تو جعفرى شدهاى ، من و اين مرد چه تقصير داريم ؟ اين فعل خداست و خدا ما را به اين داشته ، پس آن مرد دست از آنها برداشته ، گفت : الحمدللَّه كه خدا زن عارفهء فقيه به من كرامت فرموده كه داخل خون دو مسلمان نشدم « 1 » . وعطّار در « تذكره » گفته كه : شيخ ابوالحسن بوشنجى را تركى قفائى زد ، و چون مردمان آن ترك را ملامت كردند ؛ شيخ به او فرمود : كه فارغ باش كه ما اين از تو نمىدانيم ، از آنجا كه رفت غلط نرود « 2 » . تذكرهدر ادلهء بر تسنن بلكه نصب مولوى به علاوهء آنچه از شعر او گذشته كه : كور كورانه مرو در كربلا * تا نيفتى چون حسين اندر بلا آن است كه : روز عاشورا را روز فرح وسرور خود دانستهاند ، وعكس شيعه در گرفتن تعزيه كرده ، و قاتلان را ناجى ودرستكار « 3 » مىدانند ، از اين جهت كه باعث اين شدهاند كه روح آن حضرت از بدن خلاصى يافته ، به مرتبه شاهنشاهى رسيده ، پس در « مثنوى » گفته :
--> ( 1 ) صراط المستقيم بياضى : 3 / 65 و 66 ، تحفة الاخيار : 345 ( 2 ) تذكرة الاولياء : 2 / 90 ( 3 ) ج : رستگار